|
*** از دل من چه خبر ؟؟؟ *** هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ، پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .
| ||
![]() من گمان می کردم که دوستی همچون سروی سرسبز ، چهار فصلش سراسر آراستگیست من چه می دانستم که هیبت باد زمستانی هست من چه می دانستم که سبزه می پژمرد از بی آبی ، سبزه یخ می زند از سردی دی من چه می دانستم که دل هرکس دل نیست ، دل ها زآهن وسنگ !!!دلها بی خبر از عاطفه اند...
[ سه شنبه 1391/01/15 ] [ 14 ] [ tahsin - kurd ]
چه خبر از دل تو....؟
نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد...؟ كه تو بهتر دانی كه چه كردی با من
تو شكیبا بی شكیبم كردی كه شبی از شبها من غریبانه ترین شعر زمین را گفتم
[ جمعه 1390/11/28 ] [ 18 ] [ tahsin - kurd ]
داستان عاشقانه و غمگین " اثبات عشق "پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم… می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟ در واقع خودمونو گول می زدیم… هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم… تا اینکه یه روز... علی نشست رو به روم وگفت… اگه مشکل از من باشه …تو چی کار می کنی؟…فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم…خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم…علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد… گفتم:تو چی؟گفت:من؟
گفتم:آره…اگه مشکل از من باشه…تو چی کار می کنی؟ برگشت…زل زد به چشمام …گفت:تو به عشق من شک داری؟…فرصت جواب نداد و گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم…
با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره… گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه… گفت:موافقم…فردا می ریم… و رفتیم…نمی دونم چرا اما دلم مث سیر و سرکه می جوشید…اگه واقعا عیب از من بود چی؟…سرخودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم… طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه…هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم… بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره… یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید…اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید… با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس… بالاخره اون روز رسید…علی مث همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم …دستام مث بید می لرزید…داخل ازمایشگاه شدم… علی که اومد خسته بود…اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟ که منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه…اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود…یا ازخوشحالی …روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می
شد…تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود…بهش گفتم:علی…تو چته؟چرا این جوری می کنی…؟ اونم عقده شو خالی کرد گفت:من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟…من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم… دهنم خشک شده بود…چشام پراشک…گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری…گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی…پس چی شد؟ گفت:آره گفتم…اما اشتباه کردم…الان می بینم نمی تونم…نمی کشم… نخواستم بحثو ادامه بدم…پی یه جای خلوت میگشتم تا یه دل سیر گریه کنم…و اتاقو انتخاب کردم… من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم…تا اینکه علی احضاریه اورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم…یا زن بگیرم…نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم…بنابراین از فردا تو واسه خودت…منم واسه خودم… دلم شکست…نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم…حالا به همه چی پا زده… دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمو بستم…برگه جواب ازمایش هنوز توی جیب مانتوم بود… درش اوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم… احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون… توی نامه نوشته بودم: علی جان…سلام… امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی…چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم… می دونی که می تونم…دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمیشه جدا شم…وقتی جواب ازمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه… باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم… اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه… توی دادگاه منتظرتم…امضا…مهناز
[ دوشنبه 1390/11/17 ] [ 14 ] [ tahsin - kurd ]
امروز باورم شد که توخسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را از ما که گذشت اما ... هر جا که هستی خسته نباشی !!!
[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ 22 ] [ tahsin - kurd ]
خانه خرابه تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من ای همه وجود من نبود تو نبود من
[ چهارشنبه 1390/10/21 ] [ 23 ] [ tahsin - kurd ]
[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 0 ] [ tahsin - kurd ]
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست!!! من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ... [ شنبه 1390/10/17 ] [ 16 ] [ tahsin - kurd ]
دانلود بهترین و نایاب ترین آهنگ های کردی ... !!! مصطفی خزایی (افسانه) خلیل مولانایی (که مه ر برزله نگ) رضا مرادیان (آی له خانمه) فریبرز نامداری (غروب تنگ) حسین صفامنش (شیرین) محمد امیری (لیلا گیان) حمید حمیدی (باران بارانه) یعقوب پروانه (زندان) ذکریا عبدلله (هه لپرکی) خلیل مولانایی (لیلا) مرتضی ابراهیمی (تنیا دلدارم ) رضا مرادیان (خانمی) شیرزاد جراحی (هو عزیزم ) حمید حمیدی ( مرجان) سیروس امامی (غزل) صفامنش & جاویدان (لری) رضا لرستانی (من غرقی گناهم ) محمد حاتم زاده (آیدا) حسن زیرک (هاوار کتانه) فریبرز نامداری (آخه تو رفتی) احمد نازدار (کیژِی هورامان) حمید حمیدی (شاری سنه) خلیل مولانایی (هه ی داد ) عبدوالحسین دوستیان (لری) آیت احمدنژاد (پره گیان پره) بابک رحمانی (هه ی لاوه لاوه)
عبدوالحسین دوستیان (خانباجی) حسن زیرک (کرماشان) رضا لرستانی (تیه ی باو ) مجید شیری (امیره)
آهنگ های بیشتر را در ادامه مطلب ببینید...
ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 18 ] [ tahsin - kurd ]
نمی دانم آن زمان که سهراب نوشت: تا شقایق است زندگی باید کرد، زندگی به رنگ شقایق بودیا شقایق، رنگ زندگی گرفته بود. نمی دانم زندگی پشت کدام شقایق کمین کرده بودکه آن را به وجد آورد و صدای خنده اش شقایق های دیگری را هم تحریک کرد. نمی دانم زندگی با کدام شقایق پیمان دوستی و محبت بست که شقایق های دیگر هم ایستادندو گفتند درود بر زندگی. اما هر چه هست من می گویم: زندگی باید کرد، حتی اگر شقایقی در کار نباشد
یادمان باشد زندگی رسم خوشایندیست
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
عاشقش بودم عاشقم نبود و برای بودن یکی، دیگری نباید باشد ...!!! هیچ قصه گویی نیست که داستانش با "یکی بود ،دیگری هم بود ... همه باهم بودن"آغاز شود و ما اسیر این قصه کهن،برای بودن یکی ،یکی را نیست می کنیم ...
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
![]()
از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم ، فقط تو رو دارم،بی تو کم میارم نبینم غم و اشکو تو چشمات،نبینم داره میلرزه دستات نبینم ترس توی نفسهات، ببین دوست دارم منم مثل تو با خودم تنهام ،منم خسته از تمومه دنیام
دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی ،با من به دردای این دنیا میخندی آروم میشم ببین ازغم و دلتنگی،بیا به هم بگیم دوستت دارم دوست دارم من تو چشمای قشنگ تو ، دارم واست میخونم این آهنگ تو هرچی می خوای بگو ازدل تنگ او ، بیا بهم بگیم دوست دارم
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی
گرفت و بستری شد. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 30 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد
عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
این روزها زیادی ساکت شده ام،
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم که وقتی از گلی جدا میشه میره سراغ گل دیگه دوستی رو از ماهی یاد گرفتم که وقتی از آب جدا میشه میمیره.
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
ان روز که با صدای بلند گفتی دوستت دارم گفتم بلندتر نشنیدم اما حالا که اروم گفتی دوستت ندارم گفتم ارومتر چرا داد میزنی؟
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم
خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ٬ میرم ای عزیزترین
نزار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین
دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود
غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود . . .
[ دوشنبه 1390/10/12 ] [ 13 ] [ tahsin - kurd ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||